كه جادوگر را هم ميشد جزو ملحدان يا جنگيران طبقهبندي كرد، ولي اگر تنها به واقعيت جرمشان توجه ميشد؛ توهم عمومي حاكي از پذيرفتن امكان چنين جرمي خواه در مورد يك فرد يا افراد ديگر بود؛ همين كه كار تعقيب و آزار جادوگران رسميت يافت، چنين رسمي قربانيان خودش را نيز ميطلبيد و آنان را مييافت.
1. ایتالیا
برجستهترين فردي كه در ايتاليا فعاليت داشت و يكي از بزرگترين آنان در سدههاي ميانه، زن جواني بود به نام سانتاكاتريناي سيينايي كه در سال 1380، پس از ده سال تلاش، براي بازگرداندن پاپها به ايتاليا و بالاتر از همه براي ايجاد صلح و وحدت در كليسا، در سي و سه سالگي درگذشت.
اگر كاترينا در هدف اصلياش شكست خورد، هيچ عجيب نيست، زيرا ديگران هم شكست خوردند. ولي آشفتگي مرتباً در ميان موٴمنان بالا ميگرفت. در واقع، در همه جا بالا گرفته بود.
ولي، وقتي بازگشت پاپها به ايتاليا به جاي بهتر كردن اوضاع باعث خرابتر شدن وضع گرديد، اين نارضايي در ايتاليا شديدتر از هر جاي ديگر بود. كليسا به شدت بيمار بود. ميشد آن را در دكامرون بوكاچيو خواند، ولي در رسالهٴ
اشكهاي سانتاكاترينا دقيقتر و خيلي تكاندهندهتر توصيف شده بود. حقوقداني مانند جوواني دالنيانو رسالههايي در دفاع از قدرت پاپ نوشت، بهويژه براي اوربانوس ششم در برابر كلمنس هفتم. بنونوتو دي رامبالدي بهويژه از گناهان آوينيون تكان خورده بود و آن را با بابل قياس ميكرد. اندكي بعد، پيترو پائولو ورجريوي بزرگ اصرار داشت كه اصلاح كليسا از صدر تا ذيل نخستين ضرورت است. اگر كليسا سالم بود، در آن هيچ تفرقهاي پديد نميآمد.
2. كاتالونيا
در اين اثنا، دومينيكيان كاتالونيا به مبارزهٴ خود با الحاد ادامه دادند. آنان ياد گرفته بودند بوي الحاد را بهتر از ساير دومينيكيان استشمام كنند، چه رسد به ديگران. عقايد هموطنشان، رامون لول، بهويژه اينك، به نظرشان خطرناك ميآمد و نيكولاس آيمريك پژوهشهاي لازم را براي محكوم ساختن رامون لول هدايت كرد، ولي شكست خورد. او راهنماي تازهاي براي مأموران تفتيش عقايد تأليف كرد كه خيلي مفصلتر از كتاب برنار گي بود و قرنها، بهصورت سرمشق كار باقي ماند. راهنماي آيمريك دومين كتاب دعاي مأموران تفتيش عقايد بود و هر متكلم بااحتياطي كه جانش را دوست داشت، هميشه بايد آن را در خاطر ميداشت. سان ويسنته فرر وقتي گرفتار كار سياسي براي غيرپاپها نبود، به مسيحي كردنِ دستهجمعي گروههاي عظيمي از